أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

360

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

204 . ترياق لغيرى 1 از داروهاى ساده و ريشه‌اى شبيه شلغم 2 است . مردم زرنج 3 آن را به صورت تازه مىخورند و به عنوان ضماد نيز به كار مىبرند كه در زخم‌ها و سعفه 4 سودمند است . در زابلستان نيز يافت مىشود ، مزهء تلخ و تنفرآورى دارد و موجب خفگى مىشود . اگر ريزتر 5 مىبود ، آن‌گاه از نظر رنگ و شكل خود به زراوند گرد شباهت مىداشت . هنگامى كه خشك شود ، به آسانى خرد مىشود و از اين نظر به غاريقون شباهت دارد . بخش درونىاش سفيد رنگ است و مزهء تلخ آميخته با شيرينى دارد . ( 1 ) . ترجمهء مستقيم آن : « ترياك براى ديگرى جز من » است ، نسخهء پ و Picture ، 114 : ترياق لغيرك . ( 2 ) . الشلجم ، نسخهء فارسى : الشلغم ، نك . شمارهء 554 . ( 3 ) . نسخهء فارسى : زرنگ . ( 4 ) . السعفه - مرض جلدى كه به كچلى و اگزما تبديل مىشود . ابن سينا ، IV ، ص 554 . ( 5 ) . نسخهء الف : اصفر ، بايد خواند أصغر ، نسخهء فارسى : و اگر به هيئت خردتر بودى . 205 . ترياق اهل بلد اين سير است . ابو معاذ و ديگران آن را ترياق اهل الرستاق 1 مىنامند . ( 1 ) . « ترياق روستايان » . I , Vullers ، 442 : ترياق روستايى ؛ نسخهء فارسى مىافزايد : « زيرا كه اهل روستا را بر ترياقات ديگر اطلاع كم بود » . اين عنوان در نسخهء فارسى با عنوان پيشين يكى شده است . 206 . ترياق تركى در جوانى خود پير تركمنى را ديدم كه ترياك‌هاى گوناگون و داروهاى مركب از علف‌ها را به خوارزم مىآورد . او مدعى بود كه همه داروهاى ساده و مركب موجود در كتاب‌ها را از گياهان به دست مىآورد و شاهد بودم كه موميايش [ اثر ] معجزه‌آسا داشت . 1 ( 1 ) . بيرونى در الجماهر دربارهء اين پيرمرد مشروح‌تر مىگويد : او را سباى هرما مىناميدند . او از حوالى پيكند ( نزديك بخارا ) مىآمد و موميايش پاى شكسته سرنگهبان قوش‌هاى شكارى خوارزمشاه را درمان كرده بود . دربارهء « موميا » نك . شمارهء 1025 . اين عنوان در Picture ، 114 درج شده است . 207 . تربد 1 به رومى اليتيون 2 ، نيز الطريون 3 و سرديون 4 ، به سريانى طربد و طربيد 5 ، به فارسى